فراموش کردم
اعضای انجمن(365) صفحه اصلی انجمن نظرات انجمن
جستجوی انجمن
فراز احمدی (Eskafild )    

ضرب المثل ترکی (همراه ترجمه ی فارسی)

منبع : fa.wikiquote.org
درج شده در تاریخ ۸۹/۰۶/۱۱ ساعت 01:49 بازدید کل: 1704 بازدید امروز: 1 0 می‌پسندم  
 
  • Aç tavuk rüyasında kendini buĝday ambarında sanırmış
  • ترجمه: «مرغ گرسنه در رؤیا، انبار غله خواب می‌بینند.»
    • مترادف فارسی: «شتر در خواب بیند پنبه دانه// گهی لپ لپ خورد، گه دانه دانه»
    • مترادف فارسی: «آدم گرسنه نان سنگک خواب می‌بیند.»
    • مترادف فارسی: «آدم برهنه کرباس دولاپهنا خواب می‌بین 

 

  • Baba oğula bir bağ bağışlamış, oğul babaya bir salkım üzüm vermemiş
  • ترجمه: «پدر به‌پسرش یک تاکستان هدیه کرد، پسر حتی دانه‌ای انگور به‌پدر نداد.»
    • مترادف فارسی: «دشمنی بالاتر از اولاد نیست.»
    • مترادف فارسی: «نخل این بستان زبار خویشتن خواهد شکست// هیچ‌کس از زادهٔ خود خیر در دنیا ندید»
  • Bilmemek ayıp değil öğrenmemek ayıptır.
    • ترجمه: «چیزی را ندانستن عیب نیست، چیزی را نیاموختن عیب است.»
      • مترادف فارسی: «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.»
      • مترادف فارسی: «دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد.»
  • Bir ipte iki cambaz oynayamaz.
    • ترجمه: «دو نفر بندباز روی یک طناب نمی‌توانند نمایش دهند.»
      • مترادف فارسی: «دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.»
      • مترادف فارسی: «دو شمشیر در نیامی نگنجند.»
      • مترادف فارسی: «ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.» سعدی
      • مترادف فارسی: «آن‌جا که عشق خیمه زند جای عقل نیست// غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی» عشق
      • مترادف فارسی: «بزم دو جمشید مقامی که دید// جای دو شمشیر نیامی که دید» نظامی
      • مترادف فارسی: «تنگ باشد یکی جهان و دو شـاه// تنگ باشد یکی سپهر و دوماه» سنایی

     

  • Bir pire için ev yakılmaz.
    • ترجمه: «به‌خاطر یک شپش نباید خانه را به‌آتش کشید.»
      • مترادف فارسی: «برای یک شپش، لحاف را بیرون نمی‌اندازند.»
      • مترادف فارسی: «برای یک کک، گلیم را نمی‌سوزانند.»
      • مترادف فارسی: «دوست را کس به‌یک بدی نفروخت// بهر کیکی گلیم نتوان سوخت» سنایی
      • مترادف فارسی: «برای یک بی‌نماز در مسجد را نمی‌بندند.»

     

    • Çabuk parlayan çabuk söner.
    • ترجمه: «روشنایی شدید زود خاموش می‌شود.»
      • مترادف فارسی: «تب تند زود عرق می‌کند»

     

    • Cahil dostum olacağına, akıllı düşmanım olsun.
    • ترجمه: «دشمن دانا را به‌دوست نادان ترجیح می‌دهم.»
      • مترادف فارسی: «دشمن دانا بلندت می‌کند// بر زمینت می‌زند نادان دوست» سعدی
      • مترادف فارسی: «دوستی با مردم دانا نکوست// دشمن دانا به‌از نادان دوست» نظامی
      • مترادف فارسی: «دشمن دانا که غم جان بود// بهتر از آن دوست که نادان بود» نظامی

     

    • Can çıkar, huy çıkmaz.
    • ترجمه: «جان از بدن بیرون می‌رود ولی عادت می‌ماند.»
      • مترادف فارسی: «ترک عادت موجب مرض است.»
      • مترادف فارسی: «عادت، طبیعت ثانوی است.»
      • مترادف فارسی: «با جان مگر از جسد بر آید// خویی که فرو شده است با شیر» سعدی

     

    • Çürük iple kuyuya inilmez.
    • ترجمه: «با طناب پاره نباید داخل چاه شد.»
      • مترادف فارسی: «با بند پوسیدهٔ کسی نباید به‌چاه رفت.»
      • مترادف فارسی: «به‌ریسمان پوسیده کسی در چاه شدن.»
      • مترادف فارسی: «با طناب پوسیده کسی به‌چاه مرو.»
      • مترادف فارسی: «با طناب پوسیده کسی به‌چاه افتادن.

     

    •  
      • Damlaya damlaya göl olu

     

    • ترجمه: «قطره قطره،دریا شود.»
      • مترادف فارسی: «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.»
      • مترادف فارسی: «اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی.» سعدی
      • مترادف فارسی: «اندک اندک بهم شود بسیار// دانه دانه است غله در انبار» سعد

     

    • Denize düşen yılana sarılır.
    • ترجمه: «کسی که در دریا درحال غرق‌شدن است، به‌ مار هم چنگ می‌اندازد.»
      • مترادف فارسی: «غریق بر هر گیاه خشک چنگ زند.» (الغریق یتشبث به کل حشیش)
      • مترادف فارسی: «فرومانده‌مردم به‌گرداب در// زند چنگ در هر گیاه ناگزر» ادیب پیشاوری

     

    • Dereyi görmeden paçayı sıvama.
    • ترجمه: «پیش از دیدن نهر، پاچهٔ شلوارت را بالا نزن.»
      • مترادف فارسی: «آب ندیده موزه کشیدن.»

     

    • Dil kılıçtan keskindir.
    • ترجمه: «زبان، تیزتر از شمشیر است.»
      • مترادف فارسی: «زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است.»
      • مترادف فارسی: «زخم تیر بر تن است و زخم سخن بر جان.»
      • مترادف فارسی: «زخم سنان بر تن است، زخم زبان بر جان.»

     

    • Eşek hoşaftan ne anlar. Suyunu içer, denesi kalır.
    • ترجمه: «خر نداند قدر مربا.»
      • مترادف فارسی: «خر چه داند قدرحلوای نبات.»
      • مترادف فارسی: «قیمت زعفران چه داند خر
      • مترادف فارسی: «قدر لوزینه خر کجا داند.»
      • تمثیل: «پیش خر، خرمهره و گوهر یکی است.» مولوی
      • تمثیل: «من آنم که در پای خوکان نریزم// مر این قیمتی لفظ دُرّ ِ دَری را» ناصر خسرو
      • تمثیل: «تو قدر فضل شناسی که اهل فضلی و دانش// شبه‌فروش چه داند بهای دُرّ ثمین را» سعدی

     

    • Gerçek dost kötü günde belli olur.
    • ترجمه: «دوستان واقعی در وقت تنگی شناخته می‌شوند.»
      • مترادف فارسی: «دوست آن دانم که گیرد دست دوست// در پریشان‌حالی و درماندگی» سعدی
    • Gülü seven dikenine katlanır.
    • ترجمه: «هرکه خواهان گل سرخ است نیش خارش را نیز تحمل می‌کند.»
      • مترادف فارسی: «نوش خواهی، نیش می‌باید چشید.»
      • مترادف فارسی: «در بیابان گر به‌شوق کعبه خواهی زد قدم// سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم‌مخور» حافظ
      • مترادف فارسی : خر چه داند قیمت نقل و نبا

    manba:fa.wikiquote.org

    •  
      •  اگه پر بازدید و پر نظر بود سریه دومش رو هم می زارم!!!

     


    1
    1


    لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
    فراموش کردم
    باشگاه مشتریان کیمیا کامپیوتر افتتاح شد آموزش فتوشاپثبت نام پذیرش در دوره کاردانی فنی و دوره کاردانی حرفه ای دانشگاه جامع علمی کاربردیچگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتفرش دستبافت تراختور ، تورکلرین ایفتخاریجایزه 50.000 تومانی دوستان وقت خداحافظیه.... مواظب حریم وحرمتها باشیم و خدا پشت وپناهتانتورهای مشهد مقدس ویژه تابستان 1393باشگاه سانداووشو المپیک شهرستان میانه ثبت نام میکندشارژ تلفن همراه در حال راه رفتن
    
    مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است