- Baba oğula bir bağ bağışlamış, oğul babaya bir salkım üzüm vermemiş
- ترجمه: «پدر بهپسرش یک تاکستان هدیه کرد، پسر حتی دانهای انگور بهپدر نداد.»
- مترادف فارسی: «دشمنی بالاتر از اولاد نیست.»
- مترادف فارسی: «نخل این بستان زبار خویشتن خواهد شکست// هیچکس از زادهٔ خود خیر در دنیا ندید»
Bilmemek ayıp değil öğrenmemek ayıptır.
- ترجمه: «چیزی را ندانستن عیب نیست، چیزی را نیاموختن عیب است.»
- مترادف فارسی: «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.»
- مترادف فارسی: «دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد.»
Bir ipte iki cambaz oynayamaz.
- ترجمه: «دو نفر بندباز روی یک طناب نمیتوانند نمایش دهند.»
- مترادف فارسی: «دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.»
- مترادف فارسی: «دو شمشیر در نیامی نگنجند.»
- مترادف فارسی: «ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.» سعدی
- مترادف فارسی: «آنجا که عشق خیمه زند جای عقل نیست// غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی» عشق
- مترادف فارسی: «بزم دو جمشید مقامی که دید// جای دو شمشیر نیامی که دید» نظامی
- مترادف فارسی: «تنگ باشد یکی جهان و دو شـاه// تنگ باشد یکی سپهر و دوماه» سنایی
Bir pire için ev yakılmaz.
- ترجمه: «بهخاطر یک شپش نباید خانه را بهآتش کشید.»
- مترادف فارسی: «برای یک شپش، لحاف را بیرون نمیاندازند.»
- مترادف فارسی: «برای یک کک، گلیم را نمیسوزانند.»
- مترادف فارسی: «دوست را کس بهیک بدی نفروخت// بهر کیکی گلیم نتوان سوخت» سنایی
- مترادف فارسی: «برای یک بینماز در مسجد را نمیبندند.»
- ترجمه: «روشنایی شدید زود خاموش میشود.»
- مترادف فارسی: «تب تند زود عرق میکند»
- ترجمه: «دشمن دانا را بهدوست نادان ترجیح میدهم.»
- مترادف فارسی: «دشمن دانا بلندت میکند// بر زمینت میزند نادان دوست» سعدی
- مترادف فارسی: «دوستی با مردم دانا نکوست// دشمن دانا بهاز نادان دوست» نظامی
- مترادف فارسی: «دشمن دانا که غم جان بود// بهتر از آن دوست که نادان بود» نظامی
- ترجمه: «جان از بدن بیرون میرود ولی عادت میماند.»
- مترادف فارسی: «ترک عادت موجب مرض است.»
- مترادف فارسی: «عادت، طبیعت ثانوی است.»
- مترادف فارسی: «با جان مگر از جسد بر آید// خویی که فرو شده است با شیر» سعدی
- ترجمه: «قطره قطره،دریا شود.»
- مترادف فارسی: «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.»
- مترادف فارسی: «اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی.» سعدی
- مترادف فارسی: «اندک اندک بهم شود بسیار// دانه دانه است غله در انبار» سعد
-
Dil kılıçtan keskindir.
- ترجمه: «زبان، تیزتر از شمشیر است.»
- مترادف فارسی: «زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است.»
- مترادف فارسی: «زخم تیر بر تن است و زخم سخن بر جان.»
- مترادف فارسی: «زخم سنان بر تن است، زخم زبان بر جان.»
-
Gerçek dost kötü günde belli olur.
- ترجمه: «دوستان واقعی در وقت تنگی شناخته میشوند.»
- مترادف فارسی: «دوست آن دانم که گیرد دست دوست// در پریشانحالی و درماندگی» سعدی
-
Gülü seven dikenine katlanır.
- ترجمه: «هرکه خواهان گل سرخ است نیش خارش را نیز تحمل میکند.»
- مترادف فارسی: «نوش خواهی، نیش میباید چشید.»
- مترادف فارسی: «در بیابان گر بهشوق کعبه خواهی زد قدم// سرزنشها گر کند خار مغیلان غممخور» حافظ
- مترادف فارسی : خر چه داند قیمت نقل و نبا
manba:fa.wikiquote.org
-
- اگه پر بازدید و پر نظر بود سریه دومش رو هم می زارم!!!
halam be ham khord
.hoseleye adamo sar mibareeeee
+++
Halet az zaban t0rki beham kh0rd???
درد من میدونید چیه؟
این که در مطالبی که در مورد آزبایجان گذاشته می شه فقط چند تا اشخاص ثابت هستند که میان مطالعه می کنند ونظر می دن. انگار نه انگار که این سایت صدها نفر عضو داره!!
حالا اگه موضوعی در مورد شماره کفش گلزار باشه هزاران نفر میان و نظر می دن. به خصوص دختر ها!!که قراره بشن مادر های آینده آذربایجان.
ای آذربایجان، با این فرزندانی که در خاک پاک تو رشد کردند، هنوز باید گریه کنی....
+++
گل گفتي!
jo0jo0 jan shoma hanuz jujetar az in harfayi k farghe ghodrate bayane torkio ba zabane zaeifi mese farsi betuni moghayese koni.
bu meseli de mennen izafe ele:
Eşşege sedri düğüsü baş ağri getirer
لینک های اشتباه و اضافی
مرسی . خوب بود
ياشا..............
وار اولاسان
من ترکام اما قزباش ترک ...چوخ ترکی دانشمرام اما گوزل لهجه ده هرکم هرکم باشادمر دانشسن
خوشحالام که اصالتیمیز حفظ الیرک
یاشا