فراموش کردم
اعضای انجمن(381) صفحه اصلی انجمن نظرات انجمن
جستجوی انجمن
مدیر انجمن: اسماعیل مختاری
فراز احمدی (Eskafild )    

ضرب المثل ترکی (همراه ترجمه ی فارسی)

منبع : fa.wikiquote.org
درج شده در تاریخ ۸۹/۰۶/۱۱ ساعت 01:49 بازدید کل: 1952 بازدید امروز: 1 0 می‌پسندم  
 
  • Aç tavuk rüyasında kendini buĝday ambarında sanırmış
  • ترجمه: « مرغ گرسنه در رؤیا ، انبار غله خواب می‌بینند. »

 

  • Baba oğula bir bağ bağışlamış , oğul babaya bir salkım üzüm vermemiş
  • ترجمه: « پدر به‌پسرش یک تاکستان هدیه کرد ، پسر حتی دانه‌ای انگور به‌پدر نداد. »
    • مترادف فارسی: « دشمنی بالاتر از اولاد نیست. »
    • مترادف فارسی: « نخل این بستان زبار خویشتن خواهد شکست// هیچ‌کس از زادهٔ خود خیر در دنیا ندید »
  • Bilmemek ayıp değil öğrenmemek ayıptır.
    • ترجمه: « چیزی را ندانستن عیب نیست ، چیزی را نیاموختن عیب است. »
      • مترادف فارسی: « پرسیدن عیب نیست ، ندانستن عیب است. »
      • مترادف فارسی: « دانا هم داند و هم پرسد ، نادان نداند و نپرسد. »
  • Bir ipte iki cambaz oynayamaz.
    • ترجمه: « دو نفر بندباز روی یک طناب نمی‌توانند نمایش دهند. »
      • مترادف فارسی: « دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. »
      • مترادف فارسی: « دو شمشیر در نیامی نگنجند. »
      • مترادف فارسی: « ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. » سعدی
      • مترادف فارسی: « آن‌جا که عشق خیمه زند جای عقل نیست// غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی » عشق
      • مترادف فارسی: « بزم دو جمشید مقامی که دید// جای دو شمشیر نیامی که دید » نظامی
      • مترادف فارسی: « تنگ باشد یکی جهان و دو شـاه// تنگ باشد یکی سپهر و دوماه » سنایی

     

  • Bir pire için ev yakılmaz.
    • ترجمه: « به‌خاطر یک شپش نباید خانه را به‌آتش کشید. »
      • مترادف فارسی: « برای یک شپش ، لحاف را بیرون نمی‌اندازند. »
      • مترادف فارسی: « برای یک کک ، گلیم را نمی‌سوزانند. »
      • مترادف فارسی: « دوست را کس به‌یک بدی نفروخت// بهر کیکی گلیم نتوان سوخت » سنایی
      • مترادف فارسی: « برای یک بی‌نماز در مسجد را نمی‌بندند. »

     

    • Çabuk parlayan çabuk söner.
    • ترجمه: « روشنایی شدید زود خاموش می‌شود. »
      • مترادف فارسی: « تب تند زود عرق می‌کند »

     

    • Cahil dostum olacağına , akıllı düşmanım olsun.
    • ترجمه: « دشمن دانا را به‌دوست نادان ترجیح می‌دهم. »
      • مترادف فارسی: « دشمن دانا بلندت می‌کند// بر زمینت می‌زند نادان دوست » سعدی
      • مترادف فارسی: « دوستی با مردم دانا نکوست// دشمن دانا به‌از نادان دوست » نظامی
      • مترادف فارسی: « دشمن دانا که غم جان بود// بهتر از آن دوست که نادان بود » نظامی

     

    • Can çıkar , huy çıkmaz.
    • ترجمه: « جان از بدن بیرون می‌رود ولی عادت می‌ماند. »
      • مترادف فارسی: « ترک عادت موجب مرض است. »
      • مترادف فارسی: « عادت ، طبیعت ثانوی است. »
      • مترادف فارسی: « با جان مگر از جسد بر آید// خویی که فرو شده است با شیر » سعدی

     

    • Çürük iple kuyuya inilmez.
    • ترجمه: « با طناب پاره نباید داخل چاه شد. »
      • مترادف فارسی: « با بند پوسیدهٔ کسی نباید به‌چاه رفت. »
      • مترادف فارسی: « به‌ریسمان پوسیده کسی در چاه شدن. »
      • مترادف فارسی: « با طناب پوسیده کسی به‌چاه مرو. »
      • مترادف فارسی: « با طناب پوسیده کسی به‌چاه افتادن.

     

    •  
      • Damlaya damlaya göl olu

     

    • ترجمه: « قطره قطره ، دریا شود. »
      • مترادف فارسی: « قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا  شود. »
      • مترادف فارسی: « اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی. » سعدی
      • مترادف فارسی: « اندک اندک بهم شود بسیار// دانه دانه است غله در انبار » سعد

     

    • Denize düşen yılana sarılır.
    • ترجمه: « کسی که در دریا  درحال غرق‌شدن است ، به‌ مار هم چنگ می‌اندازد. »
      • مترادف فارسی: « غریق بر هر گیاه خشک چنگ زند. » ( الغریق یتشبث به کل حشیش )
      • مترادف فارسی: « فرومانده‌مردم به‌گرداب در// زند چنگ در هر گیاه ناگزر » ادیب پیشاوری

     

    • Dereyi görmeden paçayı sıvama.
    • ترجمه: « پیش از دیدن نهر ، پاچهٔ شلوارت را بالا نزن. »
      • مترادف فارسی: « آب ندیده موزه کشیدن. »

     

    • Dil kılıçtan keskindir.
    • ترجمه: « زبان ، تیزتر از شمشیر است. »
      • مترادف فارسی: « زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است. »
      • مترادف فارسی: « زخم تیر بر تن است و زخم سخن بر جان. »
      • مترادف فارسی: « زخم سنان بر تن است ، زخم زبان بر جان. »

     

    • Eşek hoşaftan ne anlar. Suyunu içer , denesi kalır.
    • ترجمه: « خر نداند قدر مربا. »
      • مترادف فارسی: « خر  چه داند قدرحلوای نبات. »
      • مترادف فارسی: « قیمت زعفران چه داند خر . »
      • مترادف فارسی: « قدر لوزینه خر  کجا داند. »
      • تمثیل: « پیش خر ، خرمهره و گوهر یکی است. »  مولوی
      • تمثیل: « من آنم که در پای خوکان نریزم// مر این قیمتی لفظ دُرّ ِ دَری را » ناصر خسرو
      • تمثیل: « تو قدر فضل شناسی که اهل فضلی و دانش // شبه‌فروش چه داند بهای دُرّ ثمین را » سعدی

     

    • Gerçek dost kötü günde belli olur.
    • ترجمه: « دوستان واقعی در وقت تنگی شناخته می‌شوند. »
      • مترادف فارسی: « دوست  آن دانم که گیرد دست دوست// در پریشان‌حالی و درماندگی » سعدی
    • Gülü seven dikenine katlanır.
    • ترجمه: « هرکه خواهان گل  سرخ است نیش خارش را نیز تحمل می‌کند. »
      • مترادف فارسی: « نوش خواهی ، نیش می‌باید چشید. »
      • مترادف فارسی: « در بیابان گر به‌شوق کعبه خواهی زد قدم// سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم‌مخور » حافظ
      • مترادف فارسی : خر چه داند قیمت نقل و نبا

    manba:fa.wikiquote.org

    •  
      •   اگه پر بازدید و پر نظر بود سریه دومش رو هم می زارم!!!

     

    تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۸۹/۰۶/۱۱ - ۰۱:۴۹

    1
    1


    لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
    فراموش کردم
    "آفریـــــــــن قهـــرمـــان، الــــحق که پهـــلوانی" آدم و هوا... مرگ سرنوشت ما فروش فوری باغ فروش یک دستگاه کپی کارکرد مدل آفیشو 2045 ( چاپ محسن ) اخه واسه یه آواتار و بار اول و بدون اخطار اکانتو تعلیق میکنن؟؟؟؟ نگاهی به جالب ترین و عجیب ترین شاهکار های معماری در عصر حاضر گوشی های هوشمند موجود در نمایندگی رسمی glx شهرستان میانه گریه اعزرائیل----- اگه ارزششو داره لایک کن!!! روستای سبز-ارباط میانه